تبليغاتX
کوچولوهای عاشق

کوچولوهای عاشق

رئیس گفته فعلا هیچی ننویسیم تا فکرامون وا شه

-----

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 14:37  توسط کوچولو  | 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 15:1  توسط کوچولو  | 

@

ایمیل وبلاگ:

koochooloohaa@yahoo.com 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 13:29  توسط کوچولو  | 

واسه خوشبخت شدن تو

واسه خوشبخت شدن تو

رو به آسمونه دستام

 برو با خیال راحت 

 من کیم از تو بخونم

 من کجا لایق اینم

که کنار تو بمونم

 تو بلندای غروری

 من یه شبنم حقیرم

من یه برگ زرد و خسته ام

که تو پاییزت می میرم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:13  توسط کوچولو  | 

در آغوشم بگیر ...

در آغوشم بگیر ...

بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم

نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پایت افتاده است نرو

لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن

تنها تو را می خواهم

بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:8  توسط کوچولو  | 

بهترین روزها برای تو

     دوستت       دارم      

 

 

 

دوستت دارم

دوستت دارم بيشتر از انكه تصور كني

دوستت دارم حتي اگر تو مرا دوست نداشته باشي

دوستت دارم
بيشتر ازمعناي واقعي دوست داشتن

دوستت دارم همچو طلوع آفتاب در صحرگاه عشق

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داري

دوستت دارم از تمام وجودم با احساس پر از عشق محبت

دوستت دارم چون تو را مي خواهم حتي اگه تو مرا نخواهي

دوستت دارم
همچو تكه ابرهاي سفيدي كه در اوج آسمان آبي در حالا عبورند

دوستت دارم
همچو رهايي پرنده از قفس وپرواز پرغرور او در اوج آسمان ها

دوستت دارم
همچو امواج دريا كه آرام به ساحل مي آيند و آرام به در يا ميروند

مي خواي چيكار كني خوب
دوستت دارم

 

 

 

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشاش

زل بزن تا عشقو تو چشاش ببینی...اگه نگات کرد

عاشقته...اگه خجالت کشید برات میمیره...اگه سرشو

انداخت پائین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو

میمیره.......میدونم الان رفتی تو فکر زندگی اجبار

است...مرگ انتظار است...عشق یک بار است...فکر

تو تکرار است...جدائی دشوار است...کاش گناهی کنم

که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 9:6  توسط کوچولو  | 

در آغوش میگیرمت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:10  توسط کوچولو  | 

تمام نا تمام من با تو تمام میشود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 1:3  توسط کوچولو  | 

تنهام نذار...

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 0:43  توسط کوچولو  | 

اجازه هست؟

 

اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟ 

روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛

اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟ 

جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛

به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داری؟

بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری

 

اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟ 

چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛

اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟

بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛

اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟

دست توی دستمو برم به فردا برسم؛

اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟

تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛

اجازه هست ... ؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:56  توسط کوچولو  |